چپندرقیچی

چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

بازنویسی داستان

پروانه
چپندرقیچی چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

بازنویسی داستان

🔴 بازنویسی داستان: چند راهکار

جان موران، ترجمه‌ی نرگس جمالو

۱. از وسط داستان شروع کنید (به جای روایت خطی و بیان حوادث به ترتیبِ رخ دادن). با تمام وجود خواننده را جذب کنید. از میان حادثه یا گفتگو شروع کنید. همان‌طور که پیش می‌روید، جزئیات و بقیه‌ی داستان را بیان کنید. چند فصل اول، مشکل‌ترین فصل‌ها هستند، اما در‌عین‌حال مهم‌ترین‌ها. بازنویسی، کلیدی و مهم است. 

۲. خواننده را احاطه کنید. در آغاز فصل‌ها و بخش‌های جدید، بگذارید خواننده بداند که صحنه کی و کجا اتفاق می‌افتد. 

۳. از حواس پنج‌گانه استفاده کنید: بینایی، بویایی، شنوایی، لامسه و چشایی. با به‌کارگیری این حواس، روح زندگی بر داستان می‌دمد و خواننده را از خود بی‌خود می‌کند. بگذارید خواننده بوی علف تازه‌هرس‌شده به مشامش برسد و گرمای خورشید را روی شانه‌هایش احساس کند. 

۴. جملات تکراری را حذف کنید و تلاش کنید راه جدیدی برای بیان آن‌ها بیابید (برای نسخه‌های اول ایرادی ندارد؛ مانند یادداشت‌های کوتاه). 

۵. نگویید، نشان دهید. به جای اینکه بگویید «دیر آمد»، بگویید «با عجله آمده بود و نفس‌نفس می‌زد، قطره‌های عرق روی لب بالایی‌اش نشسته بود، به ساعت خیره شد و از همه‌ی کسانی که در اتاق بودند عذرخواهی کرد» (توصیه: از دیالوگ استفاده کنید). 

۶. یک بار بگویید. آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که به‌ضرورت، مطلبی را بیش از یک بار بگویید؟ از قوی‌ترین شکل نوشتن استفاده کنید.
 
۷. تعداد قیدها را کم کنید و بر تعداد فعل‌ها بیفزایید: او سریع دوید. او مسابقه داد. او هزینه کرد. او بلند گفت. او فریاد زد.

۸. کتاب مهیج. می‌دانید داستان مهیج چیست؟ میزان استفاده از مطالب مهیج، بستگی به ژانر داستان شما دارد: شرح حال، داستان ادبی و ناداستان. بله منظورم اسرارآمیز بودن، تعلیق، هیجان‌انگیزی، تخیل و ماجرای اصلی است. البته الزامی هم در آن وجود ندارد. 

۹. پانچ کنید. کلمات حذف‌شده، نوشته را قوی می‌کنند. حرف خود را بزنید و از آن عبور کنید. متوجه شدید؟ 

۱۰. برگه‌ی سبک نگارش درست کنید. برگه‌های تقلب شخصی. اسم‌های مناسب، کلمه‌های نشانه‌گذاری‌شده، عبارت‌های خارجی با علامت‌گذاری لهجه و.... اگر لازم است درباره‌اش فکر کنید، آن را یادداشت کنید. 

۱۱. خصوصیات شخصیت‌های داستان را در برگه بنویسید. خصوصیات اخلاقی، گذشته و اطوار شخصیتی و رنگ چشم‌های شخصیت داستان‌تان را بشناسید (با استفاده از برنامه‌های وُرد، اکسل).
 
۱۲. طول جملات، آغاز و سبک نوشتن‌تان را تغییر دهید. مراقب پشت سر هم نوشتن جمله‌ها باشید.
 
۱۳. طول پاراگراف‌های‌تان متفاوت باشد. به خستگی چشم و مدت زمان دقت خواننده توجه کنید. روزگار جیمز جویس دیگر تمام شده است.
 
۱۴. زاویه‌ی دید: زاویه‌ی دید کدام شخصیت، بهترین انتخاب برای صحنه است؟ چه اطلاعاتی باید فاش شود و چه چیزهایی باید مخفی بماند؟ چه کسی در داستان، بیشترین ابهام عاطفی را دارد؟ 

۱۵. ترتیب زمانی: وقتی صاعقه به پرچین زد، او جیغ کشید. 

۱۶. از آوردن صحنه‌های کسل‌کننده اجتناب کنید. آیا لازم است که دوباره قهوه بنوشند؟  

۱۷. هنگام نوشتن، به قیود زمان دقت کنید. مطمئن شوید که استفاده از آن‌ها لازم است. ترتیب زمانی را در نظر بگیرید. 

۱۸. از کلمات صحیح استفاده کنید. «سلطنت» یا «پادشاهی»؟ «اثر» یا «نتیجه»؟ در اینترنت جستجو کنید چه کلمه‌ای به جای کلمه‌ی دیگر استفاده می‌شود و آن را به برگه‌ی سبک نگارش خود اضافه کنید. 

۱۹. در نوشته‌ی خود به دنبال مسائل  مورد علاقه‌تان بگردید (از فرهنگ واژگان استفاده کنید). 

۲۰. استفاده از کاما (ویرگول) را بررسی کنید. سبک با دستور زبان فرق دارد. وقتی میان این دو شک کردید، بررسی کنید. 

۲۱. صحنه‌های س*ک*س*ی: اگر متن‌تان عاشقانه نیست، استفاده از جملاتی را که به  بخش‌های بدن مربوط می‌شود، کاهش دهید (می‌دانید که منظورم چیست). آن‌ را به تخیل خواننده بسپارید.  

۲۲. به خواننده اعتماد کنید. لازم نیست همه‌ی جزئیات داخل اتاق را توصیف کنید یا تمام افکار موجود در ذهن شخصیت داستان را بیان کنید. خوانندگان با تصورات ذهنی‌شان جاهای خالی را پر می‌کنند. اجازه دهید این نقاشی با سلیقه‌ی آن‌ها تکمیل شود. 

۲۳. بلند بخوانید؛ بله تمام متن را با صدای بلند بخوانید. آهنگ نوشته را احساس کنید. کلماتِ از‌قلم‌افتاده یا تکراری را شکار کنید. در حاشیه‌ی متن یا در دفتر، یادداشت‌برداری کنید و رد شوید؛ یا فصل‌ها را برای خودتان ایمیل کنید و بگذارید تلفن‌تان آن‌ها را برای شما بخواند (من از این طریق کلماتِ از‌قلم‌افتاده را پیدا می‌کنم و مغز، آن‌ها را تکمیل می‌کند).


موضوعات مرتبط: داستان نویسی
برچسب‌ها: بازنویسی داستان , جان موران , نرگس جمالو

تاريخ : یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹ | 16:25 | نویسنده : پروانه |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.