امروز بیست و نه ساله شدم یعنی درست بیست و نه سال پیش توی چنین روزی یا درست تر بگم چنین شبی (متولد نیمه شبم) به دنیا اومدم. خیلی وقتا فکر می کنم با به دنیا اومدنم چی به این دنیا اضافه کردم یا اگه به دنیا نمی اومدم چی از دنیا کم می شد؟! اصلا من کجای این دنیا وایستادم.
کلا روزای تولدم یه حالی ام. یه جورایی تو خلسه ام. فکر می کنم روزای تولدم از همه روزای عمرم تنهاترم. انگار به دنیا اومدنم به جز خودم تقریبا برای هیچ کس دیگه ای تو دنیا مهم نیست ...
نمی دونم توی روز به این مبارکی چرا باز دارم آیه یاس میخونم. باید بهتون بگم جاتون خالی کیک تولد داره انتظارمو میکشه تا برم نوش جانش کنم. والا مردیم از بس شیرینی نخوردیم. دیگه اینکه پررو میشم و از طرف همه شما به خودم میگم: فرشته مهر و زیبایی به زمین خوش اومدی لمس بودنت مبارک ... !!! 😉🎁🎂
پی نوشت: راستی به جز کیک یه کادو دیگه هم به خودم دادم. یه اتفاق خوب این چند وقته در شرف انجامه که هنوز تو کفشم. هر وقت قطعی شد حتما بهتون میگم.
موضوعات مرتبط: خاطره
برچسبها: تولدم مبارک , شهریوری , بیست و نه سالگی , به دنیا آمدن









