امسالم تموم شد وقتی که بهش فکر میکنم احساس خوبی دارم. امسال اولین رمانم خناس چاپ شد. هنوز که هنوزه وقتی به یادم میاد احساس هیجان و خوشحالی وجودم رو پرمیکنه. البته خناس هنوز کلی راه واسه طی کردن داره جلد دومش منتظره چاپ بشه و بالاخره خواننده هاش بفهمن آخر و عاقبت آناهید و قصه پرماجراش به کجا ختم میشه!
چندوقت پیش داشتم کتاب کتابخانه نیمه شب رو میخوندم. توی کتاب میگفت حسرت های زندگی مون ممکنه بی جهت باشن ممکنه پشیمونی درباره خیلی از کارهایی که فکرمیکنیم اگه انجامشون میدادیم زندگی مون بهتر میشد یه فکر اشتباه باشه. کسی چه میدونه شاید اگه اون کارها رو هم انجام میدادیم حالا احساسی بهتر از الان نداشتیم...!!!
یه جا خوندم:
فدای سرم اگر یکجاهایی خراب کردم،
من هم دفعهی اولم است که دارم زندگی میکنم!
میخوام تو سال جدید اعتماد به نفسم رو ببرم بالا همینطور جرئت و جسارتم رو اونوقت همه اون راه هایی رو برم که تا حالا نرفتم .... !!!
موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره ، معرفی کتاب
برچسبها: خناس , کتابخانه نیمه شب









