چپندرقیچی

چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

چپندرقیچی | برق

پروانه
چپندرقیچی چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

برق

❌برق نیست

از دست توانیر چه بگویم،چه بسازم

بانگ و جَرس است از دل مَردم که برق نیست

ظهر آمدم از کار به منزل وَ نشستم

ناگاه شنيدم زِ عیالم که برق نیست

گفتم بزنم از سرِ منزل به بُرون رَه

دیدم که همه بانگ برآرند که برق نیست

رفتم به برِ شاطِر و نانوا که خَرَم نان

فریاد بر آورد بُرون رو که برق نیست

گفتم بزنم بر دل دشت و دمن و کوه

آبیار صدا زد که بیا،چون که برق نیست

دیدم خطِ باطریِ موبایل روبه تمام است

گفتم به کجا من بزنم شارژ که برق نیست

رفتم به دُکان تا که خورَم نوشمکی یخ

بقّال بگفتا که شُل است،چون که برق نیست

شخصی به من اِس داد که مهتابی خراب است

گفتم که برو دور شو از من،که برق نیست

نه باد بزنی هست به منزل که زند باد

با مُشت زدم بر سرِ کولر که برق نیست

بر طاقچه دیدم که گِردسوز خَموش است

گفتم که خَموش باش تو هم،چون که برق نیست

فریاد بر آورد که چراغم زِ بَرِ لامپ

فریاد زدم دور شو از من که نفت نیست

سلمانی برفتم دو سه شب را که زنم سر

گفتا که برو (مجتبی) بیرون،که برق نیست.

وای از دست این برق 😡

از کارو زندگی افتادیم 😢


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره ، شعر
برچسب‌ها: برق

تاريخ : پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ | 18:12 | نویسنده : پروانه |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.