چپندرقیچی

چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

خناس

پروانه
چپندرقیچی چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

خناس

رمان خناس پر از دوستی های منحصربه فرد، عاشقانه های شورانگیز و حوادث عجیب غریب است.

کشمکش خانوادگی بین پدرومادرها و بچه ها، برادرها و خواهرها بیداد میکنه.

اونجا یه جهان تازه ست که داخلش میتونین به جاهایی سفرکنین که هرگز نرفتین و چیزایی رو ببینین که هرگز ندیدین!

خناس دنیاییه که هرلحظه شگفت زده تون میکنه!

ترکیبی از واقعیت، خیال، معما و وحشت ... !!!

سال چاپ:۱۴۰۳

ناشر: نشر پلات

تعداد صفحات : ۳۳۰

بهتون توصیه می کنم از خریدش جا نمونین

نشر پلات کتاب رو هرکجای کشور که باشین با پست به دستتون می رسونه

بنده برای راهنمایی در خدمتتون هستم.

پی نوشت

یه تیکه از متن کتاب رو اینجا براتون میذارم:

صفحه اینستاگرام را باز می کنم. آخرین پستی که گذاشته ام مربوط می شود به سه سال پیش، روز تولدم!

عکس را خانه خودمان گرفته ایم. کیک بزرگی که مامان پخته را گذاشته ایم روی میز. روی کیک یک شمع عددی 29روشن است. من پشت کیک روی کاناپه نشسته ام. همان لباس سبزی که خیلی دوستش داشتم، تنم است. توی عکس جوری لبخند می زنم که انگار همه دنیا مال من است.

بابا کنارم نشسته و مادربزرگ هیکل تپلش را میان او و مامان توی کاناپه جا داده است.

کنار دستم پری زاد با آن اندام ریزه میزه اش نشسته روی دسته مبل و دستش را انداخته دورگردن من. یک دسته از موهای فرفری خرمایی رنگش از زیر شال بیرون آمده و با موهای قرمزمن که آن روز فرشان کرده بودم، قاطی شده.

عمه پریوش مادر پری زاد کنارش ایستاده. با آن هیکل قلمی اش طوری شق و رق ایستاده انگار مجبورش کرده اند توی عکس باشد. آقا منوچهرپدر پری زاد یک وری کنار همسرش ایستاده مثل اینکه می خواهد بی خیالی همیشگی اش رابه عکس هم سرایت دهد.

عمه پریچهر بالای سرم پشت مبل ایستاده. با اینکه 5 سال از عمه پریوش بزرگ تر است ولی بخاطر قدبلندو اندام هیکلی اش جوان تر به نظر می رسد. ایلیا پسربزرگ عمه پریچهر کنارش ایستاده. با آن عینک بدون قابش انگار از توی شکم مادرش مهندس بیرون آمده. پویا و پونه خواهر و برادر دوقلویش هم کنارش ایستاده اند و ازبرق چشم هایشان توی عکس شرارت می بارد.

عکس را آراد انداخته بخاطر همین خودش توی عکس نیست. به جز آراد، آقا ابراهیم شوهر عمه پریچهر هم توی عکس غایب است چون آن روز سرکارش شیفت بود و نتوانسته بود بیاید. و البته عمو ارمیا ته تغاری خانواده پدری که معلوم نبود توی کدام شهردر حال نقاشی و سیر و سلوک است.


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، معرفی کتاب
برچسب‌ها: رمان خناس , نشرپلات , خرید کتاب

تاريخ : شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳ | 18:19 | نویسنده : پروانه |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.