باز دلتنگم برای مدرسه
زنگ تمرین حساب و هندسه
کو؟کجا رفتند شادی های من؟!
زیر باران نغمه و آوای من؟!
شور و حال کودکی هایم چه شد؟!!!
سرنوشت آرزوهایم چه شد؟!!!
باز امشب بی قراری می کنم
اشک را از دیده جاری می کنم
خاطراتم را مُروری می کنم
در غم آنها صبوری می کنم
از کنار مرتع بی حاصلم
می دوم گاهی بدنبال دلم
می نشینم گاه و گاهی می روم
با همه بی سرپناهی می روم
درخودم احساس غربت می کنم
از غریبی با خودم چَت می کنم
زندگی کو عینک خوش باورم؟!
لحظه های از عسل شیرین ترم؟
کو کجا رفتند رویاهای من؟!
آرزوهای خوش فردای من؟!
خسته ام از جستجوی طعم سیب
از تَجَسُس های پوچ و بی نصیب
از تکاپوهای واهی خسته ام
از غم بی تکیه گاهی خسته ام
گاه در صحرای غم گُم می شوم
نا امید از مِهرِ مَردُم می شوم
بسکه از نامردمی ها شاکیم
رهسپار کوچه های خاکیم
زندگی کو آنهمه یک رنگیم؟!!!
دفتر مشق و مداد رنگیم؟!!!
پاسخ بُغضِ غریبم را بده!
بی مُرُوت، سهمِ سیبم را بده
آن همه یار دبستانی چه شد؟!
تَرکِه خیس "حسن خانی "چه شد؟!
در ازای این همه موی سپید
ای دریغ از یک سر سوزن امید
زندگی آرامشم را پس بده
آن همه آسایشم را پس بده
با وجود این همه دوز و کَلَک
ای فدای وحشت از چوب و فلک
زندگی کیف و کتابم را بده
پس چرا لالی؟ جوابم را بده!!!
کو تبسُم های گرمِ مادرم
کو پدر؟کو رستم نام آورم؟!!!
وعده های آنچنانی پس چه شد؟'!!!!
لحظه های ارغوانی پس چه شد؟!!!
زندگی ای قِصه ناکامیم
ای همیشه باعث بدنامیم
بیش از این اندوه و آزارم نده
حکم تیر و چوبه دارم بده
حاصل تو جز سیه روزی نبود
دعوتت آش دهن سوزی نبود
زندگی ای دشمن و جلاد من
دور شو از خاطر ناشاد من
حال که از چشم تو افتاده ام
پَرپَرم کُن ، حاضر و آماده ام
منوچهر سوری
توضیح:
"آقای حسن خانی"
معلم کلاس اول ابتدائیم بود.
🌺روز معلم گرامی باد🌺
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: روز معلم









