چپندرقیچی

چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

چپندرقیچی | اردیبهشت ۱۴۰۲

پروانه
چپندرقیچی چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

استراحت

۷ نوع استراحت از نظر دکتر ساندرا دالتون اسمیت:

۱- استراحت فیزیکی:

مربوط به جسم و بدن میشه، مثل خواب

۲- استراحت هیجانی:

برای انجام این استراحت زمانی رو صحبت کردن راجع به احساسات خودت صرف کن، میتونی برای این کار از فردی استفاده کنی که بدون قضاوت بهت گوش میده.

۳- استراحت معنوی:

زمانی رو صرف تنظیم نیاز های معنوی و اعتقاداتت بکن، مثل عبادت یا مدیتیشن.

۴- استراحت ذهنی:

با فاصله گرفتن از رسانه ها و فضای مجازی، مثل خاموش کردن موبایل و تلویزیون یا رفتن به پیاده روی.

۵- استراحت اجتماعی:

زمانی را دور از مردم، به خصوص افراد منفی بگذرانید یا زمانتون رو با افراد پر انرژی و کسایی که بهتون انگیزه میدن بگذرونید.

۶- استراحت حسی:

زمانی رو به خودتون و گیرنده های حواس پنج گانه‌تون استراحت بدید. برای استراحت شنوایی مثلا از سر و صدا دوری کنید.

۷- استراحت خلاقیت:

از فکر کردن به موارد بی ارزش و به ظاهر غیر قابل حل دوری کنید و ذهنتون بذارید.

خلاصه حسابی استراحت کنین. 😎

در آخر دو تا تبریک

یکی به مناسب روز دختر 💅👠

یکی هم همون همیشگی یعنی قهرمانی پرسپولیس که البته واسه تبریک چند روزی دیر شده ولی خب واسه ما پرسپولیسی ها دیگه عادی شده و جدید وشگفت انگیز نیست. 💗


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: انواع استراحت , روز دختر مبارک , پرسپولیس , قهرمانی

تاريخ : یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 11:37 | نویسنده : پروانه |

افسانه ای

نمایشگاه کتاب امسالم داره میگذره و من کتاب چاپ شده جدید برای نمایش نداشتم ولی میدونم به زودی یه ناشر خوب برای کتابم پیدا میکنم.

هیچ وقت نباید ناامید شد یه افسانه هست که میگه:

ما قبل اینکه به دنیا بیایم صحنه های مهم زندگیمون رو بهمون نشون میدن و میگن میخوای به زمین بری یا نه؟

✨پس قطعاً صحنه ی مهمی بوده که ما تصمیم گرفتیم به دنیا بیایم ...!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: نمایشگاه کتاب

تاريخ : چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 19:30 | نویسنده : پروانه |

اندراحوالات ام آر آی

پنج شنبه برای اولین بار رفتم ام آر آی

قضیه از اونجایی شروع شد که یکی دو سال پیش یه ورم کوچولو اندازه توپ تنیس توی گردنم درست شد.

اون موقع فکر می کردم این ورم بخاطر عصب کشی دندونی بود که تازه همون حوالی انجام داده بودم ولی هرچه زمان گذشت بهتر نشد که نشد کم کم بی خیالش شدم هی پیش خودم می گفتم میرم دندونپزشکی درست میشه ولی همش این ور و اونور میفتاد تا اینکه چند وقت پیش فهمیدم هیچ ربطی به دندون نداره و یه جور تومور خوش خیم غده بزاقیه.

حالا قراره وقتی جواب ام آر آی اومد ببرمش پیش دکتر تاببینیم عمل میخواد یا نه ...!!!

دعا کنین چیز خاصی نباشه 🙏

و بالاخره اندراحوالات ام آر آی :

خیلی در مورد اینکه ترسناکه و احساس خفگی داره و اینا شنیده بودم ولی

اگه سختی تعویض لباسش رو در نظر نگیریم سخت که نبود یه جورایی هیجان انگیزم بود.

وقتی اون تو بودم به پیشنهاد پرستار چشم هام رو بسته بودم ولی مخم عین فرفره کار میکرد چند دقیقه اول استرس داشتم و هی فکر می کردم نکنه یه چیز فلزی همرام باشه که عکس خراب شه در صورتیکه نه تنها شی فلزی که هیچی همرام نبود😉

دستگاه یه صداهای گوشخراشی تولید می کرد همش یاد وقتی می افتادم که نشستم تو چرخ و فلک و صداهای عجیب غریب از کابل بلند میشه یهو آدم فکر می کنه الانه که از اون بالا پرت بشه پایین!

بعد چند دقیقه دیگه همه چی عادی شد و کم کم رفتم تو خلسه.

خدایی درون دستگاه ام آر آی هم جای خوبیه واسه تفکر و مکاشفه ...!!! 😁


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: ام آر آی , MRI

تاريخ : شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 18:2 | نویسنده : پروانه |

زهر هلاهل

پس چه هستی ای فلک،گر دور باطل نیستی

چیستی ای عمر،گر زهر هلاهل نیستی

زهر نوشاندن هم ای تقدیر،بی‌آداب نیست

من به قسمت راضی‌ام،اما تو عادل نیستی

در وفاداری ندیدم،هیچ‌کس را مثل تو

ای غم از حال دلم یک لحظه غافل نیستی

گریه کن بر حال خویش ای موج از دریا ملول

لحظه‌ای دیگر تو در آغوش ساحل نیستی

هر که با من بود روزی دل برید از من،تو نیز

دل به رفتن می‌سپاری،گرچه مایل نیستی

گفت:روزی باز می‌گردم،فراموشم مکن

گفتمش:در بی‌وفایی نیز کامل نیستی

🍃فاضل نظری


موضوعات مرتبط: شعر
برچسب‌ها: فاضل نظری

تاريخ : سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 18:0 | نویسنده : پروانه |

ایرانی بودن

❓جامعه ایرانی؛ متدینانه یا سنتی

حجاب آری یا نه!!

✍️مصطفی ملکیان

🔹اولین ‌چیزی که به گمان من باید در بابش مداقه کرد، این است که من بین روش زندگی متدینانه، با روش زندگی سنتی فرق می‌گذارم، یعنی می‌گویم یک سلسله چیزهایی که در روش زندگی سنتی هست، البته برگرفته از دین و مذهب است، اما خیلی از چیزهایی که در زندگی سنتی هست، نه‌فقط برگرفته از دین و مذهب نیست، بلکه خلاف آموزه‌ها و فرموده‌های دین و مذهب است. بخش عظیمی از جامعه ما به روش سنتی زندگی می‌کنند، نه به روش متدینانه و این دو را نباید کاملا با یکدیگر منطبق دانست. البته شکی نیست که یک تقاطع یا به گفته‌ جوان‌های امروزی، یک همپوشانی بین بعضی از قسمت‌های زندگی سنتی و بعضی از قسمت‌های زندگی دینی و متدینانه وجود دارد، اما در عین حال اینها دو طرز زندگی‌اند و این دو طرز زندگی خیلی با هم متفاوتند.

🔹آنچه ما امروز در جامعه خودمان از آن بیشتر به زندگی متدینانه تعبیر می‌کنیم، به گمان من در واقع زندگی متدینانه نیست، بلکه زندگی سنتی است. نمی‌خواهم شما تصور کنید که من می‌خواهم بگویم هر عیب و نقصی هست، در زندگی سنتی است. نه، مطلقا. اما در عین حال می‌خواهم بگویم زندگی متدینانه تفاوت‌های جدی با زندگی سنتی دارد. مثالی می‌زنم؛ شما الی ماشاءالله در متون دینی و مذهبی ما می‌بینید که مثلا از پیامبر نقل است: «امروز به عایشه گفتم فلان. امروز به عایشه گفتم بهمان. امروز عایشه این کار را کرد. دیروز آن کار را کرد». حتی بالاتر از «عایشه» که اسم کوچک همسر ایشان بوده، می‌بینیم تعبیر «حمیرا» را که تعبیری عاشقانه است، پیامبر در مورد همسرشان به کار می‌برند و در ملأعام هم گفته می‌شود، اما آیا امروزه شما هیچ مرجع تقلید و هیچ فقیه و روحانی‌ای می‌بینید که اسم زن خود را در ملأعام بیان کند؟ حتی اسم عاشقانه‌ای را بیان کند که به زن خود داده است؟ قبیح شمرده می‌شود. این قبح را دیگر نمی‌شود به دین و مذهب نسبت داد. شما هیچ مرجع تقلیدی را دیده‌اید که بگوید امروز به «شهین» گفتم فلان یا به «منصوره» گفتم بهمان؟ شما چنین چیزی نمی‌بینید. حتی اگر من اسم همسر خودم را در ملأعام بگویم، قبیح شمرده می‌شود، اما این قبح را سنت بر این کار بار کرده و دین و مذهب چنین چیزی نگفته است. این یک نمونه ساده است تا بگویم شما نمی‌توانید هر چه را در سنت ما وجود دارد به دین و مذهب نسبت دهید. کما اینکه چادر به همین ترتیب جزء سنت ما است، نه جزء دین و مذهب ما. ولی اکنون بسیاری از خانواده‌ها هستند که اگر عروسشان نخواهد چادر بپوشد، به نظرشان می‌آید که خلاف دین و مذهب عمل کرده است؛ این تفکر، تفکرِ سنتی است نه دینی.

🔹از طرف دیگر مثلا در دین گفته می‌شود: «الغیبه اشد من الزنا»؛ گناه غیبت از گناه زنا بیشتر است، اما کدام خانوادة به تعبیرِ ما دینی و مذهبی است که شبانه‌روز الی ماشاءالله تمام اعضای خانواده‌اش کم یا بیش مشتغل به غیبت نباشند؟ همین کسی که غیبت می‌کند، اگر تار موی دخترش پیدا باشد یا اگر دخترش به پسری لبخند بزند یا پسرش به دختری لبخند بزند، به نظرش می‌آید ارکان عرش الهی دارد به تزلزل می‌افتد، اما غیبت برایش اصلا چیز مهمی نیست؛ درست خلاف آن تلقی که در دین و مذهب وجود دارد.

🔹می‌خواهم عرض کنم سبک زندگی‌ای که ما اکنون از آن به سبک زندگی دینی و مذهبی تعبیر می‌کنیم، در بیشتر قریب به اتفاق موارد در واقع سبک زندگی سنتی است؛ حاصل ترکیب اندکی از اخلاقیات به علاوه‌ بخش عظیمی از آداب و رسوم و عرف و عادات اجتماعی، و نیز بخشی از مناسک و شعائر دینی و مذهبی، به علاوه بخش چشمگیری از مصلحت‌اندیشی‌های شخصی و گروهی، و بخش ناچیزی از قانون؛ اینها در مجموع سبک زندگی‌ای را درست کرده‌اند که به آن سبک زندگی سنتی می‌گوییم. به نظرم این را نباید سبک زندگی دینی و مذهبی تلقی کرد.

➖مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شرق، 28 اسفند 1401


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی

تاريخ : پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 17:55 | نویسنده : پروانه |

معرفی کتاب

اولین کتابی که تو سال جدید میخوام معرفی کنم کتابی نیست به جز👇

نام کتاب: صدسال تنهایی

نام نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

داستان کتاب درباره صدسال زندگی نسل های مختلف خانواده بوئندیاست که در دهکده ناشناخته ای به نام ماکندو زندگی میکنن.

داستان خیلی خوب گذشت زمان توی این خانواده در نسل های مختلف رو نشون میده. اتفاقات عجیب غریبی هم در طی قصه توی روستا رخ میده که به فضای کتاب یه جور رئالیسم جادویی میده.

حوادث اجتماعی و سیاسی که به مرور زمان توی ماکندو اتفاق میفته واقعا بی نظیرن.

اسامی یه مقدار نامانوسن مخصوصا اوایل باعث میشه آدم قاطی کنه که بخاطر زبان اسپانیایی نویسنده هست و کم کم عادت میکنی.

در آخر اگه دلتون یه نوشته کلاسیک خوب میخواد توصیه می کنم حتما صدسال تنهایی رو بخونین!


موضوعات مرتبط: معرفی کتاب
برچسب‌ها: صدسال تنهایی , گابریل گارسیا مارکز

تاريخ : شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 18:36 | نویسنده : پروانه |

دلم می خواد

ماه رمضون تموم شد و دوباره همه چیز عین گذشته شد بازم کار و زندگی و ... !!!

کلی کاره که دلم میخواد انجام بدم یه سری کارم هست که دلم نمیخواد ولی مجبورم!

دلم یه مسافرت درست و حسابی میخواد یه جای خوش آب و هوا دور از همه چی و کی ...

به قولی:

لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم. موسیقی گوش کنم. و وقتی موسیقی گوش می‌ کنم، صدای سکوت اطرافم رو بشنوم.

ژولین: و بعد؟

لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه‌ وار، تا تمام زندگی‌ هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم.

ژولین: دیگه چی؟

لورا: بعد هم به نظرم میاد … که دلم می‌ خواست عاشق باشم...

امانوئل اشمیت

مهمانسرای دو دنیا

راستی دربی رو هم که بردیم تبریک فراوان به همه ✌


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: ماه رمضان , پرسپولیس , دربی

تاريخ : دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ | 18:57 | نویسنده : پروانه |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.