چپندرقیچی

چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

چپندرقیچی

پروانه
چپندرقیچی چیزهای چپندرقیچی، درگیریهای ذهنی، خاطره، مطالب جالب و مفید

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

چپندرقیچی

سلام به چپندرقیچی بازهای عزیز ✋
تو چپندرقیچی مطالب مختلفی داریم. خاطره داریم، داستانک و شعر داریم، معرفی فیلم و کتاب داریم، پست آموزشی هم داریم مثل آموزش داستان نویسی و زبان، چیزهایی هم در مورد تغذیه و سلامتی داریم.
برای دیدن مطالب مورد علاقه تون به قسمت موضوعات وبلاگ مراجعه کنید.
چپندرقیچی تبادل لینک به شرط شباهت خط فکری وبلاگ دوستان عزیز رو با افتخار پذیراست.
کانال تلگرامی چپندرقیچی هم یادتون باشه. مطالب وبلاگ بعلاوه هر چی که به نظرم خوندنی بیاد توش میذارم. پس زود زود جوین بشین. 👇

chapandargheichi@
در آخر دوستتون دارم و از دونستن نظراتتون در مورد پستهام خیلی خوشحال میشم پس نظر یادتون نره. 🌸😍


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی
برچسب‌ها: چپندرقیچی

تاريخ : شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۹ | 15:49 | نویسنده : پروانه |

معرفی کتاب

نام کتاب: خرمگس

نویسنده: اتل لیلیان وینیچ

کتابی کلاسیک با حال و هوای مبارزه

داستان در مورد یه قهرمانه که با زورگویی دنیای پاپ و کلیسا مبارزه می‌کنه درحالی‌که خودش پسر پنهانی یه کشیشه!

کتاب از اون کلاسیک‌های جذابه. وقتی شروع به خوندنش کردم اولش به نظرم خسته کننده رسید چون زیاد طرفدار داستان‌های سیاسی نیستم.

کم کم متوجه شدم درونمایه داستان بیشتر به کشمکش‌های خانوادگی و عاشقانه می‌پردازه که من به سختی طرفدارشونم.

پایان بسیار تأثیرگذاری هم داره که اشک آدم رو درمیاره!


موضوعات مرتبط: معرفی کتاب
برچسب‌ها: خرمگس‌ , اتل لیلیان وینیچ

تاريخ : دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ | 16:28 | نویسنده : پروانه |

عرض تسلیت

توی این مدت که اینترنت قطع بود، نسخه جدید مجله همشهری داستان به دستم رسید که داستانم "عرض تسلیت" داخلش چاپ شده بود.

از اونجا که تصمیم گرفتم همه حرف‌هام رو اینجا بنویسم و مثل اینستاگرامم نشه باید بگم اولش برام خوشحال کننده بود اما بعد متوجه شدم اسمم روی جلد مجله نیست. اولش گفتم شاید رسمشونه ولی دیدم اسم همه هست به‌جز من. ازشون که پرسیدم معلوم شد اشتباه شده و معذرت خواستن ولی به چه درد من میخوره! چندوقتی که اصلا نمی‌خواستم چشمم به مجله بیفته تازگی یه پست در موردش گذاشتم.

نمی‌دونم این اتفاق‌های بی‌خود چرا باید برای من بیفته. یه دوستی بهم می‌گفت این اتفاق‌ها به خودت و درونیاتت مربوطه. نمی‌دونم باید در موردشون چیکار کنم!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره

تاريخ : دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ | 19:28 | نویسنده : پروانه |

هفتمین سال

توی این مدت همه چیز درهم‌وبرهم بود. بدون اینترنتم که قربونش برم انگار هیچ‌کس توی دنیا زنده نیست!

در هر صورت هفتمین سال شروع وبلاگم که ۲۴ دی‌ماه بود گذشت.

۷ عدد مقدسیه و باید به فال نیک گرفت!

اولین‌باری که تصمیم گرفتم اینجا مطلب بذارم قصد داشتم هرچی که به ذهنم می‌رسه و برام اتفاق میفته رو به صورت ناشناس بدون هیچ پرده‌پوشی اینجا بذارم. به همین خاطر هم بود که هیچ کدوم از آشناهای دنیای حقیقی‌ام رو به این گوشه خلوتم راه ندادم. اما نمی‌دونم چی شد که از یه جایی به بعد با همین دوستان مجازی هم رودربایستی پیدا کردم و مطالبم هی ادبی‌تر شد تا جایی که رسما شبیه پیج اینستام شده. فکر می‌کنم به همین علته که به‌جز بعضی دوستان عزیز قدیمی خواننده بالایی نداره.

شما نظرتون در مورد نوشته‌هام چیه؟ می‌دونم این روزها زیاد سر حوصله نیستین اما واقعا خوشحال میشم اگه صادقانه بهم بگین. حداقل برای سرگرمی و حواس‌پرتی!

راستش چندوقتیه دارم فکر می‌کنم نوشتن مطلب تو نت چه فایده‌ای داره. فوقش چند نفری بخوننش و لایکش کنند. که چی بشه؟! آخرش که چی؟!

اگه اینقدر نوشتن رو دوست نداشتم شاید رهاش می‌کردم اما حالا میخوام به خودم قول بدم سعی کنم از این به بعد نوشته‌هام رو ببرم سمت واقعیت وجودی خود خودم ...!!!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره

تاريخ : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | 19:1 | نویسنده : پروانه |

جلسه دفاع پایان‌نامه

بالاخره جلسه دفاع پایان‌نامه ارشدم برگزار شد و خلاص.

مدت‌ها بود استرس داشتم. انگار یه چیزی بهم می‌گفت بالاخره یه اتفاقی بدی می‌افته!

این هفته آخر که همه چیز بدتر شد. توی کشور درگیری و اعتراضات به وجود اومد و تهران هم بهم ریخت. دانشگاه‌ تهران رو هم غیرحضوری کردن.

دیگه حالم دیدنی بود!

اما آخرش خداروشکر همه چیز خوب پیش رفت و مشکل خاصی پیش نیومد. پایان‌نامه‌ام با درجه عالی پذیرفته شد.

جالبه هروقت قبل کاری که میخوام انجام بدم خیلی اذیت بشم اون کار بی‌دردسر پیش می‌ره اما اگه آسون به اون مرحله برسم به مشکل برمی‌خورم. تو زندگی‌ام بارها این قضیه رو تجربه کردم.

جالبتر اینکه روزهای قبل اون کار خیلی حالم بده ولی شبش خیالم راحت میشه و آروم میشم. حتی ایندفعه یه خواب خوبم دیدم که خیلی خیالم رو راحت کرد.

بعد دفاع دوستان می‌پرسیدن حالا برنامه‌ات چیه بهشون گفتم فعلا می‌خوام یه مدت استراحت کنم و خوش باشم تا بعد دوباره برم سروقت آرزوها و فکروخیالات بی‌انتها که هیچ‌وقت تمومی ندارن ...!!!

نیاز دارم استراحت کنم و مدتی یک نفر دیگر به جای من زندگی کند.

جنگجوی عشق

گلنن دویل ملتن


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: دفاع پایان نامه , گلنن دویل ملتن , جنگجوی عشق

تاريخ : چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ | 19:22 | نویسنده : پروانه |

پدر

پول و پله ای پدر ندارد

بیچاره که بحر و بر ندارد

آنقدر دویده است بابا

زانو و مچ و کمر ندارد

گریان شده در غم عزیزان

افسوس! دو چشم تر ندارد

گفتند به او شیوخ هر دم

یک وعده بخور! ضرر ندارد

رفت اوپی مسجد و خدا گفت:

این گونه دعا اثر ندارد !

از دل سحری کشید آهی

آه دل او شرر ندارد

دیروز که اعتراض می کرد

گفتند چرا بصر ندارد ؟؟

مظلوم تر از همیشه برگشت

خودروش کمک فنر ندارد

از دهکده اش یکی دو پسوند

گاو و شتر و بقر ندارد !!

بسیار وفای عهد دارد

بر هیچ زنی نظر ندارد

تشبیه کنم به خاک ایران!!

دشت و دمن و خزر ندارد!

درفکر قضا و سرنوشت است

باور به خود و قدر ندارد!

دیشب سر حافظ افسری گفت

ماشین شما سپر ندارد

مشغول دویدن است یارب!

طفلی پدرم سحر ندارد

دیروز زنش به گوش او گفت:

هرگز جنم و گوهر ندارد !

امروز که خسته بود فهمید

چون تکیه گه و پدر ندارد !

تیره است سپهر بی کرانش

خورشید و هوا ، قمر ندارد

گفتند مشاوران که برخیز !!

خوابیده و بال و پر ندارد

رفتیم به سنگ قبر گفتیم

روزش شده و خبر ندارد!

شهرام حسنپور درویش


موضوعات مرتبط: شعر
برچسب‌ها: پدر , شهرام حسنپور درویش

تاريخ : یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ | 18:42 | نویسنده : پروانه |

فال حافظ

واسه شب یلدا فال حافظ گرفتم، اومد:

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

من لاف عقل می‌زنم این کار کی کنم

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم

در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت

یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

کی بود در زمانه وفا جام می بیار

تا من حکایت جم و کاووس کی کنم

از نامه سیاه نترسم که روز حشر

با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

کو پیک صبح تا گله‌های شب فراق

با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

فال زیاد روشنی نبود. ترجیح می‌دادم چیز خوشایندتر و امیدبخش‌تری بیاد مثلا تو مایه‌های:

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

چه میشه کرد حافظ هم دیگه با ما حال نمی‌کنه!

شاید هم مال ذهن آشفته منه. این روزها خیلی نگران جلسه دفاع پایان‌نامه‌ام هستم. هنوز دوهفته‌ای مونده و من کلی استرس و فکر و خیال دارم ...!!!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره ، شعر
برچسب‌ها: یلدا , فال حافظ , دفاع پایان نامه

تاريخ : دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ | 18:47 | نویسنده : پروانه |

بهترین مامان دنیا

گاهی وقت‌ها به مامانم که نگاه میکنم اونقدر احساساتی می‌شم که دلم میخواد گریه کنم دوست دارم بغلش کنم دوست دارم خیلی چیزها بهش بگم اما هیچکدوم از این کارها رو نمیکنم. یعنی هیچ کسی هم تو دنیا هست که مثل من باشه؟!

سنگدلم؟! شاید هم خجالتی‌ام! تو زندگی‌ام خیلی حرف‌ها رو خجالت کشیدم به آدم‌های زندگی‌ام بزنم. خدایا آخه چرا من اینجوری‌ام؟!

همیشه می‌ترسم دیر بشه و خیلی کارها رو براش نکرده باشم با این وجود بیشتر وقت‌ها باهاش دعوا میکنم. دست خودم نیست سعی میکنم مثبت‌نگر باشم اما گاهی اوقات قاتی میکنم.

خدایا من دیوونه‌ام ....!!!

شاید به خودش نتونم بگم اما اینجا میگم: مامان جون خیلی دوست دارم تو بهترین مامان دنیایی. منو ببخش اگه بدترین دختر دنیام!

مى‌خواست عشق را

بِچِشاند به کامِ خلق،

با طعمِ شير و شَهد و شکر

مادر آفريد . . .

حسين منزوی


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره ، شعر
برچسب‌ها: روز مادر , حسین منزوی

تاريخ : پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ | 18:54 | نویسنده : پروانه |

عروسی

به نظر شما هم عروسی‌ها شبیه پارتی شده یا من اینطوری فکر می‌کنم؟!

تازگی‌ها هرجا می‌ری عروسی علاوه بر مشکلات یهویی و پوستی که فقط موقع عروسی‌ها پیش میاد باید کلی جلف‌بازی تحمل کنی!

واقعا دیگه عروسی‌ها مناسب خانواده نیست اگه آدم درونگرایی باشی حسابی حوصله‌ات سر میره!

یکی نیست بگه شما که فقط می‌خواید تو عروسیتون بالا و پایین بپرین یه مهمونی خصوصی بگیرین لباس عروس بپوشین با دوستاتون ورجه وورجه کنین، چرا مردم رو اسیر می‌کنین والا ...!!!

باز دوباره روز دانشجو رسید و بنده همچنان دانشجوام! الی برکت الله ...

به قول شاعر: ز گهواره تا گور دانش بجوی!

یعنی می‌شه یه روزی من از پایان‌نامه‌ام دفاع بکنم و تموم بشه بره پی کارش ...؟!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: عروسی , روز دانشجو , پایان‌ نامه

تاريخ : شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴ | 19:12 | نویسنده : پروانه |

جمعه سیاه

امسال قصد داشتم در ایام بلک فرایدی چند تا جنس را اینترنتی خرید کنم.

جدا از بحث (بی‌معنی بودن این رویداد برای ما ایرانی‌ها و نکوهش گرون شدن اجناس تو ایران نزدیک ایام نوروز) هیچ تخفیف بدردبخوری ندیدم.

سایت دیجی‌کالا و اسنپ و خانومی تقریبا سایت‌های شناخته شده‌ای بودند که تخفیف داشتند.

این تخفیف‌ها یا روی اجناس زیادی گران بودند که نمی‌شد این‌طور بی‌برنامه خرید کرد یا اجناس کم استفاده. بیشتر سایت‌های صاحب تخفیف هم گمنام بودند و اعتماد بهشان سخت بود.

فقط لوازم آرایشی و بهداشتی و یک سری اجناس دیگر تخفیف‌های خوبی داشتند.

به نظرم ما در ایران به جای Black Friday بهتره Black Days داشته باشیم با این وضع سیاه هوای تهران و بی آبی و ...

هر روز نگاهمان به آسمان است. باران می‌آید، نمی‌آید ...!!!


موضوعات مرتبط: چپندرقیچی ، خاطره
برچسب‌ها: بلک فرایدی , باران

تاريخ : دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴ | 19:18 | نویسنده : پروانه |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.